مطابق ماده ١٠٨۶ ضابطه مدنی: ((اگر زن قبل از اخذ مهر به اختیار خود به ایفای وظایفی که در برعلیه شوهر داراست قیام نمود دیگر نمیتواند از حکم ماده قبل استفاده نماید ولیکن حقی که برای مطالبه دارد ساقط نخواهد شد.)) یعنی مطالبه مهریه بدون حق حبس برای زن برقرار است. ولیکن اگر زن کلیدی میل و رغبت خویش و طوعا از شوهر خویش تمکین کند و ارتباط زناشویی برقرار نماید دیگر حق حبس ندارد و نمیتواند فارغ از تمکین از شوهرش مطالبه نفقه نماید. درصورتیکه شوهر حساس زنش در مورد حق و حقوقی مالی زوجه توافق و تفاهمی داشته باشند، طبق به عبارتی فعالیت می‌گردد و حاکم دادگاه طبق آن تراضی مبادرت به انشا رای میکند ولیکن در عمده مواقع آنهم زمانیکه مرد اقدام به طرح دعوای جدایی می کند زن توافقی ننموده و بلکه خواستار عدم انقطاع شدن از شوهر خود هست ولیکن مطابق ضابطه و وفقه اسلامی، جدایی به یک عزم آنهم به عزم مرد واقع می گردد لذا مرد در طلاق دادن زن خود نیاز به ارائه هیچ استدلال و دلیلی نمی باشد ولیکن میبایست تکلیف دستمزد مالی زن خود را واضح نماید. در نکاح جدا از هم یا به لفظ عامیانه عقد موقت (صیغه) طبق ماده ١٠٩۵ قانون دولتی تعیین و ذکر مهریه از حالت مهم و صحت عقد موقت است و در صورتی همین شرط رعایت نگردد مرجب بطلان نکاح جدا از هم (صیغه) میگردد. یعنی چنانچه مهریه کاهش از 110 سکه یا دقیقا 110 سکه باشد، مرد مستلزم هست که کلیه آن را پرداخت کند و در صورت امتناع مطابق ماده 2 محکومیت های مالی زندان مهم او بازخورد خواهد شد و در صورتی که مبلغ مهریه بیش از 110 سکه باشد، ابتدا می بایست عین 110 سکه پرداخت گردد و بعد منشا قضایی اهمیت اعتنا به استطاعت مالی زوج در آیتم مبلغ باقی باقیمانده ی مهریه تصمیم گیری خواهد کرد. به علت این که مهریه یک دعوای مالی است مطابق تعرفه، مقدار دستمزد وکیل حیاتی توجه به مقدار مهریه گزینش میشود. با اعتنا به این‌که نکاح منعقده موقت یا دائم باشد عدم انتخاب مهریه پیامدهای متفاوتی خواهد داشت. اصولا مطالبه مهریه از منطقه زن هنگامی رخ می گیرد که زندگی زناشویی ایشان مبتلا مشکل گردیده هست آنهم به عوارض و عناوین مختلف اعم از ناسازگای و یا عدم پرداخت نفقه و عسر و حرج زن از بابت خلق و خوی غیر حسنه شوهر و یا هزاران وکیل مهریه و طلاق دلیل دیگر.. دوما: حق دیگری که برای زن در حیث گرفته شده میباشد همین فرمان می باشد که زن کماکان مستحق اخذ نفقه هم باقی می ماند به کلمه ساده تر زن می تواند تمکین مختص ننماید و خرج زندگی اش را هم دریافت کند. لذا علی القاعده هنگامیکه زن میخواهد از شوهر خویش انقطاع شود و خواستار خاتمه دادن به زندگی مشترکشان است مطالبه مهریه میکند و بیان میکند که من مهریه ام را میخواهم. مهریه یا صداق ، مالی می باشد که در عقد نکاح برای زن (زوجه) تعیین شده و پرداخت آن به عهده مرد (زوج) میباشد و در ماهیت حقوقی آن می توان گفت مهریه ، بدهی و فقهی است که به موجب آن زن از شوهر خود طلبکار میشود و به دو شکل عندالمطالبه و عندالاستطاعه قابل مطالبه از حوزه‌ زن می باشد که در فرض ابتدا به این معنی که در وضعیت عندالمطالبه ، هر روزگار که زن خواستار دریافت مهریه خود باشد آن را از شوهر خود مطالبه نموده و وی مکلف به پرداخت میگردد و در فرض دوم هنگامیکه زن خواستار مهریه خود می باشد میبایست در آغاز به بومی استطاعت مالی شوهر را نزد محکمه ثابت کند و پس از آن مطالبه مهریه کند.

ایندکسر