[ad_1]

برای مشاهده حاشیه نویسی ، روی متن برجسته شده کلیک کنید

متشکرم. بسیار از شما متشکرم. متشکرم. از زمانی که صاحب دیترویت پیستونز با او تماس گرفته و به او گفته است که مجبور است روی هوا برود ، این کمترین چیزی است که من تاکنون دیده ام.

نمی توانم به شما بگویم چه افتخاری است که حتی ذکر او را در یک نفس با آرتور اش ذکر کرده اید. این چیزی است که مطمئناً برای همیشه از آن قدردانی خواهم کرد. اما همانطور که روی نوار گفته شد – و من همچنین یکی از مواردی را ندارم که با کارت های ماکت سازگار باشد ، بنابراین من امشب بیشتر از هر کس دیگری صحبت کنم – این اتفاق می افتد. زمان برای من بسیار گرانبها است. من نمی دانم چقدر مانده و بعضی چیزها را دارم که می خواهم بگویم. امیدوارم در پایان ، چیزی بگویم که برای افراد دیگر نیز مهم باشد.

اما نمی توانم به خودم کمک کنم. اکنون من با سرطان مبارزه می کنم. همه این را می دانند. مردم همیشه از من می پرسند که چگونه زندگی خود را می گذرانی و روزت چگونه است و هیچ چیز برای من تغییر نمی کند. همانطور که دیک گفت ، من یک مرد بسیار احساساتی و پرشور هستم. نمی توانم خودم را کم کنم. این پسر روکو و آنجلینا والوانو است. او با قلمرو می آید. ما بغل می کنیم ، می بوسیم ، دوست داریم.

وقتی مردم به من می گویند ، زندگی یا هر روز را چگونه طی می کنی؟ این همان چیز است. برای من ، سه کار وجود دارد که همه ما باید هر روز انجام دهیم. ما باید این کار را هر روز از زندگی خود انجام دهیم. شماره 1 خنده است. باید هر روز بخندی. 2 پوند فکر کردن است. باید مدتی را به تفکر اختصاص دهید. 3 پوند این است که احساسات شما باید اشک آور باشد ، می تواند شادی یا لذت باشد. اما در مورد آن فکر کنید. اگر بخندید ، فکر کنید و گریه کنید ، تمام روز است. این یک روز هک است. اگر هفت روز در هفته این کار را انجام دهید ، چیز خاصی خواهید داشت.

امروز من با مایک کرزیوزفسکی ، دوست خوبم و مربی فوق العاده سوار هواپیما شدم. مردم نمی دانند که او 10 برابر بهتر از یک مربی است و ما می دانیم که او یک مربی عالی است. او در پنج یا شش ماه گذشته با نبرد من برای من معنی زیادی داشته است. اما وقتی به مایک نگاه می کنم ، فکر می کنم ما به عنوان بازیکن در برابر یکدیگر رقابت کردیم. من 15 سال علیه او تمرین کردم و همیشه باید به آنچه برای من مهم است فکر کنم ، این سه چیز است. از کجا شروع کردی ، کجا هستی و کجا خواهی بود این سه کاری است که من هر روز سعی می کنم انجام دهم. وقتی به بلند شدن و سخنرانی فکر می کنم ، نمی توانم به خودم کمک کنم. اولین سخنرانی که کردم باید به خاطر بیاورم.

من در دانشگاه راتگرز آموزش دیدم. این اولین کار من بود. اوه ، فوق العاده است [reaction to applause]و من یک مربی تازه کار بودم. در آن زمان ، دانشجویان سال اول در تیم های سال اول بازی می کردند و من به دلیل اولین کارم اخراج شدم. من لو هولتز را اینجا می بینم. مربی هولتز ، کسی که اولین شغل شما را دوست ندارد؟ اولین باری که در رختکن ایستادید تا صحبت کنید. این مکان ویژه ، رختکن است ، تا یک مربی بتواند سخنرانی کند. بنابراین بت من به عنوان مربی وینس لومباردی بود و من این کتاب را به نام تعهد تعالی وینس لومباردی خواندم. و در این کتاب ، لومباردی اولین باری را که با تیم Green Bay Packers در رختکن صحبت کرد بازگو کرد و آنها بازنده طولانی مدت بودند. من این را می خوانم ، و لومباردی گفت که او فکر می کند آیا این باید یک مکالمه طولانی باشد یا یک مکالمه کوتاه؟ اما او می خواست احساسی باشد ، بنابراین کوتاه خواهد بود.

بنابراین آنچه که من انجام داده ام در اینجا است. شما معمولاً به رختکن می روید ، نمی دانم ، 25 دقیقه ، نیم ساعت قبل از بیرون آمدن تیم در زمین. شما X و O خود را انجام می دهید ، و سپس سخنرانی عالی Knute Rockne را ارائه می دهید. همه ما گفتار شماره 84. آنها را مستقیم می کشید. آماده شدن. تیم خود را آماده کنید. خوب ، این اولین چیزی است که من تا به حال داده ام ، و من این چیز را خوانده ام.

لومباردی گفت که او وارد نشده اما منتظر مانده است. تیم او تعجب می کند که او کجاست؟ این مربی بزرگ کجاست؟ او آنجا نیست. او هنوز ده دقیقه نیست. سه دقیقه قبل از بیرون آمدن آنها از زمین ، لومباردی وارد می شود ، در را می زند و فکر می کنم همه شما به یاد داشته باشید که او چه حضور عالی داشته است ، یک حضور عالی. وارد شد و رفت و برگشت ، مثل اینکه فقط راه می رفت و به بازیکنان خیره شده بود. گفت: “همه نگاهها به من است.”

من این را در این کتاب خواندم. من این عکس را از لومباردی قبل از اولین بازی او گرفتم و او گفت ، “آقایان ، ما امسال موفق خواهیم بود اگر فقط روی سه چیز تمرکز کنید و فقط به سه چیز بپردازید. خانواده ، آیین و آیین گرین بی.” آنها دیوارها را خراب کردند. و بقیه تاریخ بود.

گفتم: “این زیباست.” من این کار را خواهم کرد خانواده شما ، دین شما و بسکتبال راتگرز. من همین را داشتم گوش کن ، من 21 ساله هستم. بچه هایی که آموزش می دهم 19 ساله هستند و من بزرگترین مربی جهان ، لومباردی بعدی خواهم بود. من بیرون رختکن تمرین می کنم و مدیران به من می گویند باید وارد شوی. هنوز نه ، هنوز ، خانواده راتگرز ، دین ، ​​بسکتبال. تمام نگاهها به من دوخته شده. فهمیدم ، فهمیدم. سپس سرانجام گفت ، سه دقیقه. گفتم باشه. داستان واقعی. من می خواهم درست مثل لومباردی درب بزنم. رونق! باز نمی شوند. تقریباً دستم را شکستم. من الان پایین بودم ، بازیکنان تماشا می کردند. کمک کنید مربی بیرون بیاید ، به او کمک کنید. حالا من لومباردی را دوست داشتم ، عقب و جلو می رفتم و با دستم آن طوری می رفتم و احساس را به او برمی گرداندم. سرانجام گفتم: “آقایان ، همه نگاه ها به من است.” این بچه ها می خواستند بازی کنند. آنها 19 ساله هستند. “گفتم:” بیایید برویم. “آقایان ، ما امسال موفق خواهیم بود اگر شما بتوانید روی سه چیز تمرکز کنید و فقط به سه چیز بپردازید. خانواده ، مذهب و بسته های گرین بی.” من این کار را انجام دادم. من آن را به خاطر می آورم. یادم می آید از کجا آمده ام.

بسیار مهم است که بدانید کجا هستید. من می دانم که در حال حاضر کجا هستم. چگونه می توانید از جایی که هستید ، جایی که می خواهید باشید باشید؟ فکر می کنم باید نسبت به زندگی مشتاق باشید. شما باید یک رویا ، یک هدف داشته باشید. شما باید مایل باشید برای آن کار کنید.

من در مورد خانواده ام صحبت کردم خانواده من خیلی مهم هستند مردم فکر می کنند من شجاعت دارم. شهامت خانواده ام همسرم پام ، سه دخترم ، اینجا ، نیکول ، جیمی ، لی آن ، مادرم است که او نیز اینجا است. این صفحه به مدت 30 ثانیه در آنجا چشمک می زند – مثل اینکه من الان به این صفحه علاقه مند هستم ، ها؟ من در تمام بدنم تومور دارم. من نگران فلان پسر عقب هستم که “30 ثانیه دوام بیاورد؟” شما چیزهای زیادی دارید ، هی ، Và Fà a Napoli ، دوست من. شما زیاد دارید

من فقط یک چیز آخر دریافت کردم: من از همه شما ، همه شما ، می خواهم که از زندگی خود ، لحظات ارزشمندی که دارید لذت ببرید. بیایید هر روز را با کمی خنده و کمی تأمل سپری کنیم. برای برانگیختن احساسات خود. هر روز مشتاق باشم. و رالف والدو امرسون گفت: “هیچ چیز بزرگی بدون اشتیاق حاصل نمی شود” ، تا با وجود هر مشکلی که دارید رویاهای خود را زنده نگه دارید. توانایی سخت کوشی برای تحقق بخشیدن به رویاهای خود ، و تبدیل شدن به واقعیت.

حالا من به جایی که الان هستم نگاه می کنم و می دانم می خواهم چه کار کنم. آنچه دوست دارم بتوانم انجام دهم این است که آنچه را که برای من باقی مانده است صرف کنم و می دهم و شاید برخی امیدها به دیگران. بنیاد آرتور اش یک چیز شگفت انگیز است و ایدز ، مبلغی که برای ایدز ریخته می شود کافی نیست ، اما قابل توجه است. اما اگر به شما گفتم که این 10 برابر مبلغی است که در تحقیقات سرطان صرف می شود ، من همچنین به شما گفتم که 500000 نفر در سال جاری بر اثر سرطان می میرند ، و همچنین به شما می گویم که از هر چهار نفر یک نفر تحت تأثیر این بیماری و اما به نوعی به نظر می رسد که آن را در پس زمینه قرار داده ایم. می خواهم دوباره آن را روی میز جلو بگذارم.

ما به کمک شما نیاز. من به کمک شما نیاز دارم. ما برای تحقیق به پول نیاز داریم. این ممکن است زندگی من را نجات دهد. این می تواند جان فرزندان من را نجات دهد. این می تواند فردی را که دوست دارید نجات دهد. و این بسیار مهم است. و ESPN چنان مهربان بود که در این کار از من حمایت کرد و به من اجازه داد امشب اعلام کنم که با پشتیبانی ESPN ، این به چه معناست؟ پول و دلارشان و آنها به من کمک می کنند: ما بنیاد تحقیقات سرطان جیمی وی را راه اندازی می کنیم. و شعار او این است: “تسلیم نشو … هرگز تسلیم نشو”.

و سعی می کنم هر دقیقه که مانده ام این کار را انجام دهم. من خدا را به خاطر روز و لحظه ای که دارم سپاسگزارم. اگر مرا می بینی ، لبخند بزن و شاید مرا در آغوش بگیری. این برای من هم مهم است. اما اگر می توانید ، از ایدز یا بنیاد سرطان حمایت کنید تا فرد دیگری زنده بماند ، موفق شود و از این بیماری وحشتناک درمان شود. نمی توانم به اندازه کافی از ESPN تشکر کنم تا اجازه دهد این اتفاق بیفتد. من تا آنجا که می توانم تلاش خواهم کرد تا در مورد سرطان تحقیق کنم و امیدوارم که بتوانیم داروهای زیادی داشته باشیم و پیشرفتهای چشمگیری داشته باشیم. دوست دارم فکر کنم که با مغزم می جنگم تا سال دیگر برای دریافت کننده آرتور آش دوباره به اینجا برگردم. میخوام سال دیگه بدم!

می دانم ، من باید بروم ، باید بروم. و من یک چیز آخر دارم ، و قبلاً آن را گفته ام ، و دوباره می گویم: سرطان می تواند تمام توانایی های جسمی من را از بین ببرد. این نمی تواند شعور من را لمس کند ، قلب و روح من را لمس نمی کند. و این سه چیز برای همیشه ادامه خواهد داشت.

ممنونم و خدا رحمت کند.

استیسی پرسمن ، جاستین تینسلی و جسی راجرز در تهیه گزارش همکاری داشتند.

نسخه اصلی در 18 جولای 2018 منتشر شده است.

[ad_2]

منبع: panjere-news.ir

ایندکسر