رومین گروسژان فرار 28 ثانیه ای از سوختن بقایا را توصیف می کند


هشدار – این داستان شامل جزئیاتی است که ممکن است بعضی از خوانندگان نگران کننده بدانند

رومین گروژان 28 دقیقه طول کشید تا یکشنبه شب از حادثه آتش سوزی ماشین فرمول 1 خود در هااس خارج شود.

در تصادف با مانع تصادف ، بدن Grosjean تحت 53 برابر نیروی جاذبه قرار گرفت ، که کافی است ماشین را به دو قسمت تقسیم کرده و بقایای گلوله های آتش را شعله ور کند.

برای 28 ثانیه بعدی ، گروسژان با مرگ روبرو شد ، آن را پذیرفت و سپس بلافاصله آن را رد کرد.

پنج روز بعد ، نشسته در یک کنفرانس ویدئویی در پیاده F1 ، Grosjean ، که جدی ترین جراحاتش به سوختگی پشت دستهایش منتهی می شود ، موفق شد از طریق این حادثه با خبرنگاران صحبت کند.

در زیر داستان قابل توجه آن 28 ثانیه ، وحشتی که با آن روبرو شد و تفکر سریع که زندگی او را نجات داد ، آورده شده است.

رومین گروسژان:

“بگذارید این 28 ثانیه را پشت سر بگذارم و تو را با خودم بیاورم.

“دقیقاً 28 ثانیه برای من نبود. بلکه اگر مجبور شدم برای این کار وقت بگذارم ، 30 دقیقه به نظر می رسید.

“وقتی ماشین متوقف شد ، چشمانم را باز کردم و بلافاصله کمربند ایمنی را فشار دادم.

وی افزود: چیزی كه روز بعد به خاطر نیاوردم همان كاری است كه با فرمان انجام دادم ، زیرا از سر درآوردن آن خاطره ای نداشتم و آنها گفتند: “نه ، فرمان بین پاهای شما ، ستون قرار گرفت و همه چیز خراب و سقوط كرد.” “بنابراین من مجبور نبودم با فرمان سر و کار داشته باشم.

“بنابراین من می خواهم بپرم بیرون و احساس می کنم چیزی به سرم لمس شده است ، بنابراین در ماشین بنشین. اولین فکر من این است که صبر می کنم ، رو به دیوار هستم ، بنابراین منتظر می مانم شخص دیگری بیاید و به من کمک کند.

“من استرس نداشتم و نمی دانستم آتش سوزی دارد ، اما بعد به سمت راست و چپ نگاه کردم و آتش را در سمت چپ دیدم.

“بنابراین ، خوب ، من واقعاً وقت ندارم که اینجا منتظر بمانم ، دفعه بعدی که سعی می کنم کمی جلوتر به راست بروم ، کار نمی کند ، من به چپ می روم ، کار نمی کند ، آرام بنشینید و به نیکی لاودا ، تصادف خود فکر کنید ، فکر کردم این نمی تواند اینگونه تمام شود ، نمی تواند آخرین مسابقه من باشد ، نمی تواند اینگونه تمام شود ، راهی وجود ندارد. بنابراین دوباره سعی می کنم گیر کرده و عقب می روم.

“و سپس لحظه ای کمتر خوشایند است که بدنم شروع به شل شدن می کند ، من با خودم در صلح هستم و خواهم مرد.

“از خودم می پرسم ، آیا کفش یا پای من می سوزد ، یا بازوی من درد می کند ، از کجا شروع می شود؟ و منظورم این است که به نظرم 2-3-4 ثانیه می رسد ، اما حدس می زنم در آن زمان میلی ثانیه بود.

“سپس به فرزندانم فکر می کنم و می گویم که آنها امروز نمی توانند پدر خود را از دست بدهند. بنابراین من نمی دانم چرا کاری را که کردم انجام دادم ، اما تصمیم گرفتم کلاه ایمنی ام را به سمت چپ بچرخانم و بلند شوم بنابراین سعی می کنم شانه ام را برگردانم.

“این به نوعی کار می کند ، اما بعد متوجه می شوم که پایم در ماشین گیر کرده است ، بنابراین من عقب نشستم و تا آنجا که می توانستم روی پای چپم کشیدم ، کفش با پای من ماند ، اما پای من از کفش بیرون آمد.

“سپس دوباره این کار را انجام می دهم و شانه هایم رد می شوند و در حالی که شانه از بین رفته است ، من از قبل می دانم که می خواهم بیرون بپرم ، بنابراین در آن زمان من هر دو دستم را آتش گرفته ام ، دستکش هایم را که معمولاً قرمز هستند می بینم ، به خصوص سمت چپ را می بینم که تغییر می کند رنگ و شروع به ذوب شدن می کند و کاملاً سیاه می شود.

“من احساس درد دستانم را در آتش دارم ، اما همچنین از اینکه از ماشین پیاده شدم احساس آرامش می کنم و سپس می پردم بیرون ، به سد می روم ، احساس می کنم ایان [Roberts, the FIA doctor] لباس های من را می کشد تا بدانم که دیگر تنها نیستم و کسی با من است.

“من فرود می آیم و آنها کمرم را لمس می کنند ، بنابراین من مانند” اوه ، من یک گلوله آتشین در حال اجرا هستم! ” تصویری که می دانید در این فیلم دیده ایم که FIA به ما نشان می دهد در کجا آزمایش می کنند ، کسی را به آتش می کشند و می دوند تا نشان دهند که لباس های فوق العاده قوی هستند.

“سپس من دستم را فشار می دهم ، زیرا آنها بسیار گرم و دردناک هستند ، من بلافاصله دستکش ها را برداشتم ، زیرا من این تصویر را دارم که پوست حباب می کند و ذوب می شود و به دستکش ها می چسبد ، بنابراین من بلافاصله می خواهم دستکش ها را بردارم … پوست این کار را نمی کند با او برو.

“سپس یان به دیدن من می آید و با من صحبت می کند و می گوید:” بنشین! بنشین! و من به او دادم — گفتم ، “لطفاً با من صحبت کن ، لطفا” ، حدس می زنم در آن زمان او فهمیده بود که من خوب هستم ، من طبیعی بودم.

“سپس ما می نشینیم و خیلی به آتش نزدیک شده ایم ، من پسران را با کپسول آتش نشانی می شنوم که می گویند باتری در حال سوختن است ، آنها کپسول های آتش نشانی دیگری را آوردند ، سپس ما وارد آمبولانس شدیم ، نشستیم ، آنها یک کمپرس سرد را روی بازوی من گذاشتند ، همانطور که به آنها گفتم دست های من می سوزند و پای من شکسته شده.

“سپس درد واقعا سخت شروع شد ، به خصوص در پای چپ ، دستها در آن زمان خوب بودند ، اما پای چپ بسیار دردناک بود.

“ایان توضیح می دهد که آمبولانس در حال آمدن است و آنها با تخت خواهند آمد و شما خوب خواهید شد و در آن زمان به صحبت ادامه می دهیم. من می گویم ، نه ، حالا ما به آمبولانس می رویم ، آنها می گویند” نه ، تخت نمی آید. نه ، نه ، نه ، از ماشین پیاده می شوم و می گویم که می رویم ، “خوب ، ما به شما کمک می کنیم.”

“من حدس می زنم از نظر پزشکی این یک راه حل کامل نبود ، اما آنها برای من فهمیدند که مهم است که عکسهایی وجود داشته باشد که در آن من به سمت آمبولانس حرکت می کردم ، بنابراین حتی اگر از آتش بیرون آمدم ، مجبور شدم پیام قوی دیگری ارسال کنم. که خوب بود و من به آمبولانس می رفتم.

“سپس هر بار که کسی را ملاقات می کردم ، دو دست سوخته با یک پای شکسته می گفتم ، این چیزی است که می توانم به هر کسی که ملاقات کردم بگویم ، فقط به این دلیل که من به وضوح از شرایطم ترسیده بودم و می خواستم همه بیایند و من را معالجه کنند ، تا بدانم علائم من چیست

“بنابراین من حدس می زنم که این داستان کامل 28 ثانیه ای باشد و سپس بقیه ، همانطور که می توانید تصور کنید ، با تمام افکاری که داشتم بیش از 28 ثانیه احساس می شد ، باید میلی ثانیه باشد ، اما تمام افکار من به نظر می رسید 1 -2-3 ثانیه “


منبع: panjere-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>